فرهنگ لغت تاسیسات و تهویه مطبوع

تعداد پسند ها : 3
تاکنون 1473 نفر این پست را مشاهده کرده اند

دیکشنری تاسیسات


فرهنگ لغت تاسیسات و تهویه مطبوع

مدیریت مجازی ساختمان

فرهنگ لغت تاسیسات و تهویه مطبوع

 

 

مدیر ساختمان (درخواست خدمات ، مدیریت و بازگشت سرمایه)

مدیر ساختمان با بهره گیری از تعامل و همکاری با متخصصان حوزه تاسیسات و تهویه مطبوع و ضمن سابقه طراحی ، اجرا ، راه اندازی و نگهداری در حوزه تهویه مطبوع در پروژه های پارس جنوبی از جمله موتورخانه های صنعتی و ساختمان های غیر صنعتی فاز 19 به ادامه ی فعالیت های خود در این بستر با رویکرد کمک به مدیریت دقیق منابع در ساختمان و ممارست در ساخت فرهنگ مصرف انرژی ، افزایش دانش عمومی و حمایت از رونق اصناف خدماتی و کسب و کارهای سنتی مرتبط با ساختمان با الگوهای نوآورانه در جهت رفع نیازهای جمعی می پردازد

فرهنگ واژه تهویه مطبوع

 

above sea level  

معنی : بالاتر از سطح دریا

abrasion  

معنی : خوردگی-ساییدگی

abrupt contraction  

معنی : کاهش ناگهانی سطح(لوله یا کانال)

absolute  

معنی : مطلق

absolute alcohol  

معنی : الکل خالص

absolute efficiency  

معنی : بازده مطلق

absolute filtration rating  

معنی : نرخ مطلق تصفیه-قطر بزرگترین ذره کروی که از یک فیلتر در شرایط ویژه ازمایش می تواند عبور کند

absolute humidity  

معنی : رطوبت مطلق-مقدار وزن بخار اب در واحد حجم هوا بر حسب گرین در فوت مکعب

absolute pressure  

معنی : فشار مطلق-مجموع فشار جو و فشار نسبی

absolute roughness factor  

معنی : ضریب مطلق زبری(لوله)-زبری مطلق برای لوله های غیر فلزی مانند پلاستیک پلی اتیلن و پی وی سی برابر صفر و برای لوله های اصلی از نوع چدن و فولاد و آزبست سیمان 0.1 میلیمتر و برای لوله های فرعی و انشعاب ها 0.4 میلیمتر می باشد

absorb  

معنی : جذب کردن

absorbability  

معنی : قابلیت جذب

absorbed heat  

معنی : گرمای جذب شده

absorbed moisture  

معنی : رطوبت جذب شده

absorber  

معنی : جاذب-بخش جذب کننده بخار اب در چیلر جذبی

absorber auxiliary valve  

معنی : شیر کمکی ابزربر-شیری در قسمت سیستم تخلیه هوا برای اتصال پمپ خلا به مولد جذبی

absorber plate  

معنی : صفحه جاذب-بخشی از کلکتور خورشیدی برای جذب تشعشعات خورشید

absorber pump  

معنی : پمپ محلول-پمپی در چیلر جذبی جهت ارسال محلول رقیق لیتیم برماید به ژنراتور

absorber water box  

معنی : محل ورود و خروج اب ابزوربر(اب رفت و برگشت برج خنک کن) در چیلر جذبی

absorption cofficient  

معنی : ضریب جذب-نسبت انرژی جذب شده توسط جسم به انرژی وارده

absorption dehumidifier  

معنی : رطوبت زدای جذبی

absorption liquid chiller  

معنی : چیلر جذبی-مولد سرمایش جذبی

absorption refrigeration cycle  

معنی : چرخه سرمایش در چیلر جذبی

AC induction motor  

معنی : موتور القایی جریان متناوب-در این موتور عبور جریان متناوب از سیم پیچ های استاتور میدان مغناطیسی دواری را بوجود می اورد و روتور را بدنبال خود می کشاند

AC: alternating current  

معنی : جریان متناوب

accelerated life test  

معنی : آزمایش طول عمر

acceleration  

معنی : شتاب

access  

معنی : دسترسی

access door  

معنی : دریچه بازرسی

accessories-accessory  

معنی : یدکی

accumulator  

معنی : مخزن-1.مخزن ذخیره مایع مبرد در سمت فشار ضعیف برخی از سیستم های تبرید تراکمی 2.باطری

acid condition in system  

معنی : اسیدی شدن سیستم

acoustical treatment  

معنی : تدابیر اکوستیکی-بکارگیری تجهیزات و فناوری جهت کنترل صدای متناسب با شرایط محیطی

activated alumina  

معنی : نوعی ماده جاذب که بعنوان خشک کن و رطوبت گیر بکار می رود

activated carbon  

معنی : زغال فعال-این ماده معمولا در سیستمهای تصفیه هوا بمنظور گرفتن بوهای ناخوشایند بکار می رود

adapter  

معنی : تبدیل کننده-نوعی از اتصالات لوله کشی که امکان تغییر سطح مقطع در شبکه لوله کشی را فراهم می اورد

additional load  

معنی : بار اضافی

adiabatic compressibility  

معنی : تراکم پذیری آدیاباتیک

adiabatic flame temperature  

معنی : درجه حرارت ادیاباتیک شعله

adjust  

معنی : تنظیم کردن

adjustable  

معنی : قابل تنظیم

adjustable potential relay  

معنی : رله پتانسیل قابل تنظیم-نوعی رله برای راه اندازی الکتروموتور تک فاز کمپرسورهای تبرید

adjustable speed motor  

معنی : موتور دور متغیر

aerate  

معنی : هوادهی

aerated burner  

معنی : مشعل اتمسفریک(در محل نازل سرعت گاز زیاد بوده در نتیجه فشار گاز کم میشود و هوای لازم جهت احتراق مکیده می شود)

air blast  

معنی : گردش اجباری هوا توسط فن-هوای وزشی

air circulation  

معنی : گردش هوا

air cleaner  

معنی : صافی هوا

air conditioner  

معنی : دستگاه تهویه مطبوع

air conditioner unitary  

معنی : واحد تهویه مطبوع یکپارچه

air conditioning  

معنی : تهویه مطبوع

air conditioning industry  

معنی : صنعت تهویه مطبوع

air cooled  

معنی : هواخنک

air cooled condenser  

معنی : کندانسور هوایی

air curtain  

معنی : پرده هوا

air diffuser  

معنی : دریچه هوا

air discharge valve  

معنی : سوپاپ تخلیه هوا

air distribution  

معنی : توزیع هوا

air handling unit  

معنی : دستگاه هواساز

air infiltration  

معنی : نفوذ هوا

air make up  

معنی : هوای جبرانی

air mixing  

معنی : اختلاط هوا

air return  

معنی : هوای برگشت

air washer  

معنی : هوا شوی- وسیله ای برای رطوبت زنی رطوبت گیری و تصفیه هوا که در برخی مواقع از آن بعنوان نوعی وسیله خنک کننده تبخیری نیز استفاده می شود.

ampacity  

معنی : حداکثر جریان عبوری از سیم

anti crystallization  

معنی : ضد کریستال

apparatus dew point  

معنی : نقطه شبنم دستگاه

asbestos gasket  

معنی : واشر نسوز

ASHRAE:american society of heating refrigerating and air conditioning engineers. Inc  

معنی : اشری:انجمن مهندسان تاسیسات حرارتی برودتی و تهویه مطبوع امریکا

ASTM:american society for testing of materials  

معنی : انجمن آزمایش مواد آمریکا

atmospheric burner  

معنی : مشعل اتمسفریک(در محل نازل سرعت گاز زیاد بوده در نتیجه فشار گاز کم میشود و هوای لازم جهت احتراق مکیده می شود)

attractant  

معنی : جاذب (محلول های نمکی جاذب)

auto decrystalization line  

معنی : خط ضد کریستال اتوماتیک (لوله سرریز مایع غلیظ از ژنراتور به ابزوربر در چیلرهای جذبی به منظور جلوگیری از متبلور شدن لیتیم برماید

automatic expantion valve  

معنی : شیر انبساط خودکار

axial compressor  

معنی : کمپرسور محوری (سیال از یک سمت وارد شده و در راستای محور کمپرسور متراکم شده و از سوی دیگر خارج می شود

axial flow fan  

معنی : فن جریان محوری (نوعی بادزن که هوا را به موازات محور خود جریان می دهد)

axial flow pump  

معنی : پمپ جریان محوری (این نوع پمپ ها دارای دبی زیاد و ارتفاع آبدهی کم می باشند و جریان سیال به موازات محور پمپ صورت می گیرد)

back fire  

معنی : برگشت شعله (برگشت شعله به داخل دهانه مشعل)

back flow  

معنی : جریان معکوس

baffle  

معنی : تیغه جدا کننده

barometric pressure  

معنی : فشار جو

basin  

معنی : تشتک- حوضچه

bearing  

معنی : یاتاقان

bel  

معنی : واحد سنجش صوت(هر ده دسی بل یک بل است)

bernoulli theorem  

معنی : قضیه برنولی: در تمام نقاط مسیر جریان یک سیال تا زمانی که از سیال کار گرفته نشود و یا نیرویی بدان القا نشود مجموع فشار ارتفاع و سرعت مقداری ثابت است و به تناسب انرژی که از ان گرفته می شود این مقدار ثابت کاهش می یابد.

BHP(brake horse power)  

معنی : توان ترمزی(واحدی برای اندازه گیری توان خروجی موتور)

bidet  

معنی : بیده(وسیله شست و شو بعد از استفاده از توالت فرنگی)

bidirectional filter drier  

معنی : فیلتر خشک کن دو جهته(نوعی فیلتر خشک کن مبرد برای پمپ های حرارتی که ماده مبرد می تواند از دو جهت وارد آن شود.در پمپ های حرارتی با تغییر فصل مسیر و جهت سیال مبرد نیز تغییر می کند)

bidirectional thermostatic expansion valve  

معنی : شیر انبساط حرارتی دوجهته(شیر انبساط مخصوص پمپ های حرارتی دو جهته که قابلیت کار در دوجهت را دارند)

blade  

معنی : تیغه پره

blanket  

معنی : روکش پوشش

blanket insulation  

معنی : عایق های قابل انعطاف بصورت رول یا ورق

blending valve   

معنی : شیر مخلوط کننده(شیر سه راهه که با توجه به فرمان کنترل کننده می تواند بخشی از سیال رفت را به لوله برگشت هدایت کند)

blow  

معنی : وزیدن-دمیدن

blower  

معنی : دمنده

blow-off valve  

معنی : شیر تخلیه

boiler  

معنی : دیگ(دیگ ها از لحاظ عملکرد در سه گروه دیگ های ابگرم - دیگ های اب داغ - دیگ های بخار طبقه بندی می کنند و از نظر جنس در دو گروه چدنی و فولادی قرار می گیرند)

boiler bottom blow valve  

معنی : شیر تخلیه دیگ

boiler capacity  

معنی : ظرفیت دیگ

boiler corrosion  

معنی : خوردگی دیگ

boiler drain  

معنی : شیر تخلیه دیگ که در قسمت پایین آن قرار دارد

boiler efficiency  

معنی : بازده دیگ

boiler feed pump  

معنی : پمپ تغذیه دیگ

boiler fire tube  

معنی : دیگ فولادی با لوله های آتش

boiler furnace  

معنی : محفظه داخلی دیگ که احتراق در آن صورت می گیرد

boiler header  

معنی : کلکتور دیگ(لوله اصلی که خروجی های یک یا چند دیگ به آن متصل می شود و به این ترتیب دیگ ها در مدار موازی قرار می گیرند

boiler shell  

معنی : پوسته دیگ

boiler stop valve  

معنی : شیری که بین دیگ و شبکه لوله کشی نصب شده و با بستنش دیگ از شبکه جدا می شود

boiler surface blow valve  

معنی : شیر سرریز دیگ

boiler tubes  

معنی : لوله های دیگ

boiler with staged gas burner  

معنی : دیگ با مشعل گاز سوز مرحله ای

boiler, dual fuel  

معنی : دیگ دوسوخته

boiling  

معنی : جوش

boiling point  

معنی : نقطه جوش(دمایی که در آن هر مایعی در فشار ثابت(جو) تبدیل به بخار می شود)

bolt  

معنی : پیچ

booster coil  

معنی : کویل کمکی

brake horse power  

معنی : توان ترمزی(قدرت بازدارنده)

branch  

معنی : انشعاب

brittle  

معنی : شکننده-ترد

buffer tube  

معنی : لوله جداکننده

building management system(BMS)  

معنی : سیستم مدیریت ساختمان

bunsen burner  

معنی : مشعل بنسن

burner  

معنی : مشعل

burner air atomizing  

معنی : مشعل پودرپاش(مشعلی که به وسیله نازل سوخت را بصورت پودر با هوای فشرده جهت ایجاد شعله به داخل کوره می پاشد

bushing  

معنی : بوشن(وصاله ای با دندانه های داخلی جهت اتصال دو لوله به هم)

by pass factor  

معنی : ضریب میان بر

cabinet  

معنی : پوشش خارجی انواع تجهیزات

cabinet convector  

معنی : کنوکتور کابینتی

calculating  

معنی : محاسبه

calking  

معنی : درزگیری

caloric  

معنی : حرارتی

caloric energy  

معنی : انرژی حرارتی

calorie  

معنی : کالری-واحد اندازه گیری گرما-مقدار گرمایی که در فشار ثابت جو دمای یک گرم آب را یک درجه بالا می برد

canal  

معنی : کانال

capacity  

معنی : ظرفیت

capacity,air conditioner,useful latent(dehumidifying)  

معنی : ظرفیت سیستم تهویه مطبوع در کاهش گرمای نهان(رطوبت زدایی)

capacity,air conditioner,useful sensible  

معنی : ظرفیت سیستم تهویه مطبوع در کاهش دمای محسوس

capillarity  

معنی : مویینگی

capillary tube  

معنی : لوله مویین(لوله بلند و نازک مسی که برای کاهش فشار مایع مبرد در وسایل خنک کننده بکار می رود)

carbon filter  

معنی : فیلتر کربنی(نوعی فیلتر هوا از کربن فعال برای جذب بو)

carbonate hardness  

معنی : سختی کربناتی(املاح کربناتی موجود در آب)

case  

معنی : پوشش-محفظه

casing ground  

معنی : اتصال زمین بدنه

cast iron boiler  

معنی : دیگ چدنی

cation exchange softening  

معنی : سختی گیری با تبادل کاتیون(جانشینی کلسیم و منیزیم با سدیم)

CAV(constant air volume)  

معنی : حجم هوای ثابت

CCHP(combined cooling,heating,power)  

معنی : سیستم مرکب گرمایش سرمایش و توان

central heating system  

معنی : سیستم حرارت مرکزی

central plant  

معنی : تاسیسات مرکزی

centrifugal  

معنی : گریز از مرکز

centrifugal compressor  

معنی : نوعی کمپرسور با پروانه دوار که سیال را از مرکز مکش نموده و با دوران پروانه و سرعت بخشیدن به سیال آنرا متراکم نموده و به سمت دیگر می راند

centrifugal dryer  

معنی : خشک کن گریز از مرکز

centrifugal fan  

معنی : فن گریز از مرکز

change-over  

معنی : تبدیل کننده-تعویض کننده

channel  

معنی : کانال

characteristic  

معنی : مشخصه

chart  

معنی : نمودار

check valve  

معنی : شیر یکطرفه

chemical  

معنی : شیمیایی

chill  

معنی : خنک کردن

chilled water return  

معنی : لوله اب سرد برگشت

chilled water supply  

معنی : لوله اب سرد رفت

chiller  

معنی : سرد کننده

chilling room  

معنی : سردخانه

chimney  

معنی : دودکش

chimney effect  

معنی : اثر دودکشی(تمایل گازهای گرم به صعود)

CHP(combined,heating,power)  

معنی : سیستم ترکیبی تولید قدرت و گرمایش

circuit  

معنی : مدار

circuit breaker  

معنی : مدارشکن-کلید اتوماتیک

circulating pressure  

معنی : فشار دورانی

circulating pump  

معنی : پمپ گردش

cistern  

معنی : منبع اب

classification  

معنی : طبقه بندی

classification of flows  

معنی : طبقه بندی جریان(یکنواخت-غیر یکنواخت-تراکم پذیر-تراکم ناپذیر-تک بعدی-دو بعدی-سه بعدی)

clean room  

معنی : تاق تمیز

clearance  

معنی : لقی-فاصله ازاد

climate  

معنی : وضعیت هوا

closed expansion tank  

معنی : منبع انبساط بسته

closed system  

معنی : سیستم بسته(سیستمی که جریان اب در هیچ نقطه ای در معرض هوای آزاد قرار نگیرد)

CNG(compressed natural gas)  

معنی : گاز طبیعی متراکم

coaxial  

معنی : هم محور-هم مرکز

coefficient of comperssibility  

معنی : ضریب قابلیت تراکم

cofficient of conductivity  

معنی : ضریب هدایت

cofficient of expansion  

معنی : ضریب انبساط

cogeneration  

معنی : تولید همزمان

coil  

معنی : لوله

coil drain pan  

معنی : تشتک تخلیه کویل(جهت جمع اوری اب حاصله از تقطیر)

cold store  

معنی : سردخانه

collector  

معنی : جمع کننده

combination burner  

معنی : مشعل دوسوخته

combustion  

معنی : احتراق

comfort band  

معنی : محدوده اسایش

commercial  

معنی : تجاری

common  

معنی : مشترک-معمول

compress  

معنی : متراکم کردن

compressed liquid  

معنی : مایع متراکم

compressibility  

معنی : تراکم پذیری

compression cooling system  

معنی : سیستم سرمایش تراکمی

compression ratio of  

معنی : نسبت تراکم

compressor muffler  

معنی : صداخفه کن کمپرسور

compressor(open,semihermetic,hermetic)  

معنی : کمپرسور(باز نیمه بسته و بسته)

compressor,reciprocating  

معنی : کمپرسور رفت و برگشتی

compressor,rotary  

معنی : کمپرسور روتاری

compressor,screw  

معنی : کمپرسور اسکرو

concealed  

معنی : توکار

concentrate libr solution  

معنی : محلول غلیظ لیتیوم برماید

concentration  

معنی : غلظت

condensation  

معنی : تقطیر

condense  

معنی : تقطیر-چگالش

condenser heat rejection  

معنی : گرمای خروجی از کندانسور

condenser water box  

معنی : محل ورودی و خروجی آب کندانسور در چیلر جذبی

condenser(air cooled-water cooled)  

معنی : کندانسور(هواخنک-آب خنک)

condition  

معنی : تهویه کردن-جابجا کردن

conditioned air  

معنی : هوای مطبوع شده

conduction  

معنی : هدایت

conductivity  

معنی : قابلیت هدایت

conductivity cofficient  

معنی : ضریب هدایت حرارت

connect  

معنی : وصل کردن

consumption  

معنی : مصرف

continuous  

معنی : پیوسته

convection  

معنی : همرفت-جابجایی

convector  

معنی : کنوکتور(نوعی وسیله تبادل حرارت در سیستم گرمایشی-مشابه رادیاتور می باشد)

coolant  

معنی : مبرد

cooler  

معنی : خنک کن

cooling capacity  

معنی : ظرفیت سرمایشی

cooling evaporative  

معنی : سرمایش تبخیری

cooling load  

معنی : بار سرمایش

cooling tower(cross flow-counter flow)  

معنی : برج خنک کن(جریان متقاطع-جریان مخالف)

COP(cofficient of performance)  

معنی : ضریب کارایی(نسبت بین انرژی داده شده به انرژی مصرف شده)

daily range  

معنی : دامنه تغییرات روزانه دمای خشک

damp  

معنی : تضعیف کردن-مرطوب

damp proof  

معنی : ضد رطوبت

damper  

معنی : دمپر-تیغه صفحه یا شیری که به منظور تنظیم جریان هوا به کار می رود

damping  

معنی : مستهلک کردن

DC(direct current)  

معنی : جریان مستقیم

dearator  

معنی : اکسیژن زدا

decibel  

معنی : واحد سنجش شدت صوت

decrease  

معنی : افت

defect  

معنی : عیب نقص

deflecting  

معنی : انحراف

defrost  

معنی : برفک زدایی

dehumidification  

معنی : رطوبت زدایی

dehumidifier  

معنی : رطوبت گیر

delay  

معنی : تاخیر

design condition  

معنی : شرایط طرح

detector  

معنی : آشکار ساز

determine  

معنی : معین کردن

deviation  

معنی : انحراف-خطا در اندازه گیری

dew point  

معنی : نقطه شبنم

diaphragm expansion tank  

معنی : منبع انبساط دیافراگمی

diffuser  

معنی : توزیع کننده

dilute  

معنی : رقیق

direct  

معنی : مستقیم

direct expansion coil  

معنی : کویل انبساط مستقیم(بدون استفاده از سیال واسطه مانند کولر گازی)

direct expansion system  

معنی : سیستم انبساط مستقیم(مایع مبرد مستقیما در کویل ها تبخیر شده و هوا را خنک می کند)

direct fired absorption chiller  

معنی : چیلر جذبی شعله مستقیم

discharge  

معنی : تخلیه

display  

معنی : نمایشگر

distributor  

معنی : تقسیم کننده

district heating and cooling  

معنی : سرمایش و گرمایش ناحیه ای

domestic  

معنی : خانگی

domestic hot water return pipe  

معنی : لوله برگشت آبگرم مصرفی

domestic hot water supply pipe  

معنی : لوله رفت آبگرم مصرفی

double effect absorption chiller  

معنی : چیلر جذبی دواثره

double walled  

معنی : دوجداره

draft  

معنی : کشش هوا در اثر اختلاف فشار

drain  

معنی : زه آب

drain cock  

معنی : شیر تخلیه

dry bulb temperature  

معنی : درجه حرارت خشک

dry filter  

معنی : فیلتر خشک

dryer  

معنی : خشک کننده

dual  

معنی : دوتایی

dual fuel burner  

معنی : مشعل دوسوخته

ducted fan coil  

معنی : فن کویل کانالی

dust  

معنی : گردوغبار

dx coil  

معنی : کویل انبساط مستقیم

economical  

معنی : اقتصادی

economizer  

معنی : تجهیزاتی که به شیوه های مختلف باعث صرفه جویی در انرژی و حرارت می شوند

economizer cycle  

معنی : چرخه صرفه جو گر

eductor  

معنی : مکنده

effective  

معنی : موثر

efficiency  

معنی : بازده

ejector  

معنی : بیرون کننده

elasticity  

معنی : خاصیت ارتجاعی

elbow  

معنی : زانو

electric heater defrost system  

معنی : سیستم برفک زدایی برقی

electrical valve  

معنی : شیر برقی

electronic air cleaner package  

معنی : پکیج تمیز کننده هوای الکترونیکی

electronic expansion valve  

معنی : شیر انبساط الکترونیکی

electronic leak detector  

معنی : نشت یاب الکترونیکی

electrostatic precipitation  

معنی : تصفیه الکتروستاتیکی

elevated storage  

معنی : منبع ذخیره که در ارتفاع نصب می شود

elevation  

معنی : ارتفاع

eliminator  

معنی : قطره گیر

emission  

معنی : تابش

emission of heat  

معنی : تشعشع گرما

energy efficiency ratio(EER)  

معنی : نسبت بازده انرژی

entrance  

معنی : ورودی

environment  

معنی : محیط

epoxy  

معنی : نوعی ماده پلاستیکی برای اندود دیوارهای درونی یا بیرونی لوله برای محافظت در مقابل خوردگی

epoxy resin  

معنی : صمغ اپوکسی

equalizer  

معنی : متعادل کننده

evaporate  

معنی : تبخیر کردن

evaporation  

معنی : تبخیر

evaporative cooler  

معنی : خنک کن تبخیری

evaporator  

معنی : تبخیر کننده

evaporator flooded  

معنی : اواپراتوری که در تمام مدت پر از مایع باشد

excess air  

معنی : هوای اضافی

exchanger  

معنی : مبدل

exhaust  

معنی : تخلیه کردن

exothermal  

معنی : ترکیب یا ماده شیمیایی که حرارت پس دهد

expansion valve  

معنی : شیر انبساط الکترونیکی

exposed convector  

معنی : کنوکتور روکار

extraction fan  

معنی : فن مکشی

fahrenheit  

معنی : فارنهایت

failure  

معنی : نقص

fan  

معنی : بادزن

fan motor  

معنی : موتور فن

fan outlet velocity  

معنی : سرعت(هوا)خروجی فن

fan propeller  

معنی : فن پروانه ای

fan static pressure  

معنی : فشار استاتیک فن(فشار تامینی فن در مقابل افت فشار)

fancoil  

معنی : فن کوئل

fancoil filter  

معنی : فیلتر فن کوئل

fault  

معنی : عیب نقص

feed  

معنی : تغذیه کردن

feed back control  

معنی : کنترل با بازخورد

feed line  

معنی : خط تغذیه

feed pipe  

معنی : لوله تغذیه

feet per minute  

معنی : فوت در دقیقه

fibrous glass duct  

معنی : کانال فایبر گلاس

fill  

معنی : پر کردن

fill valve  

معنی : شیر پرکن

filler  

معنی : پرکن

film  

معنی : پوسته

filter  

معنی : صافی

filter drier  

معنی : نوعی صافی جهت رطوبت گیری از مبرد

filtering  

معنی : تصفیه

fin  

معنی : پره

fire tube boiler  

معنی : دیگ لوله اتش

fitting  

معنی : اتصالات

flame  

معنی : شعله

flange  

معنی : فلنچ

flat plate solar collector  

معنی : کلکتور خورشیدی صفحه ای تخت

flexible  

معنی : انعطاف پذیر

float  

معنی : شناور

flooded evaporator  

معنی : تبخیر کننده پر

flow  

معنی : جریان

flue  

معنی : دودکش

fluid  

معنی : سیال

forced convection  

معنی : همرفت اجباری

free cooling  

معنی : سرمایش رایگان

frequency  

معنی : تناوب

fresh air  

معنی : هوای تازه

friction  

معنی : اصطکاک

fuel  

معنی : سوخت

gallon  

معنی : گالن(واحد حجم)

galvanize  

معنی : اب روی دادن

gap  

معنی : فاصله

gas fired boiler  

معنی : دیگ گازسوز

gas fired chiller  

معنی : چیلر گازی

gasket  

معنی : واشر

gasoline  

معنی : بنزین

generator  

معنی : مولد

geothermal energy  

معنی : انرژی حرارتی زمین

grain  

معنی : گرین(معیاری جت سنجش رطوبت)

gravity hot water  

معنی : گردش اب گرم بدون پمپ و براساس اختلاف چگالی ابگرم و اب سرد

green house gas  

معنی : گاز گلخانه ای(دی اکسید کربن-متان و....)

gross  

معنی : ناخالص-کلی

hardness scale  

معنی : درجه سختی اب برحسب بی کربنات کلسیم بر حسبppm قسمت در میلیون

head  

معنی : فشار ناشی از ارتفاع مایع

head loss  

معنی : افت فشار

header  

معنی : شاه لوله

heat absorption capacity  

معنی : ظرفیت جذب گرما

heat capacity  

معنی : ظرفیت گرمایی(مقدار گرمای لازم جهت افزایش حرارت واحد جرم)

heat conductivity  

معنی : قابلیت هدایت حرارتی

heat convection  

معنی : جابجایی حرارتی

heat engine  

معنی : موتور حرارتی

heat exchanger  

معنی : مبدل حرارتی

heat insulation  

معنی : عایق حرارتی

heat reclaim  

معنی : بازیافت گرما

heat recovery  

معنی : بازیابی گرما

heater  

معنی : گرمکن

heating  

معنی : گرمایش

hermetic  

معنی : بسته

high pressure  

معنی : فشار زیاد

high temprature generator  

معنی : ژنراتور دما بالا

hot water absorption chiller  

معنی : چیلر جذبی با مصرف اب داغ

hot water boiler  

معنی : دیگ اب داغ

hot water tank  

معنی : مخزن ابگرم

humidification  

معنی : رطوبت زنی

humidifier  

معنی : رطوبت زن

humidistat  

معنی : وسیله ای برای سنجش رطوبت نسبی

HVAC(heating,ventilation and air conditioning  

معنی : گرمایش-تهویه-تهویه مطبوع و سرمایش

hybrid system  

معنی : سیستم ترکیبی

ignition  

معنی : احتراق

impedance relay  

معنی : رله امپدانس

impeller  

معنی : پره(در پمپ یا فن)

impulse  

معنی : ضربه ای

impure  

معنی : ناخالص

incompressible  

معنی : تراکم ناپذیر

increase  

معنی : افزایش

indoor unit  

معنی : یونیت داخلی

induced draft  

معنی : مکش اجباری

infiltration  

معنی : نفوذ

infinite  

معنی : بی نهایت

initial  

معنی : اولیه

inlet  

معنی : ورودی

inspection  

معنی : نظارت بازرسی

install  

معنی : نصب کردن

installation  

معنی : تاسیسات

insulated  

معنی : عایق شده

inverter  

معنی : مبدل- معکوس کننده(با تغییر فرکانس سبب تغییر سرعت موتورهای متناوب می شود)

jet proof  

معنی : ضد فوران

junction  

معنی : اتصال

kerosene  

معنی : نفت سفید

kilowatt hour  

معنی : کیلووات ساعت

lag  

معنی : تاخیر

latent heat  

معنی : گرمای نهان

lithium bromide  

معنی : لیتیم بروماید

litre  

معنی : لیتر

loss  

معنی : افت

louver  

معنی : کرکره

magnetic field  

معنی : میدان مغناطیسی

magnetic valve  

معنی : شیر مغناطیسی

maintenance  

معنی : نگهداری

make up water  

معنی : اب تغذیه

malfunction  

معنی : عیب

manhole  

معنی : دریچه ادم رو

manifold  

معنی : چند راهه

manual air vent  

معنی : شیر هواگیری غیر اتوماتیک

moisture  

معنی : رطوبت

motor start up current  

معنی : جریان راه اندازی موتور

muffler  

معنی : صدا خفه کن

natural convection  

معنی : جابجایی طبیعی

natural gas  

معنی : گاز طبیعی

net  

معنی : خالص

nominal  

معنی : اسمی

nozzle  

معنی : نازل(قطعه ای که سیال با فشار از ان خارج می شود)

oil separator  

معنی : جداکننده روغن

oil trap  

معنی : روغن گیر(تله روغن-در خروجی کمپرسور برای جلوگیری از ورود روغن به سیستم)

open expansion tank  

معنی : منبع انبساط باز

operate  

معنی : عمل کردن

outdoor  

معنی : یونیت خارجی

output  

معنی : خروجی

over flow pipe  

معنی : لوله سرریز

package  

معنی : بسته

performance factor  

معنی : ضریب کارایی

photocell  

معنی : چشم الکترونیکی

pilot  

معنی : شمعک

pin  

معنی : خار

PLC(programmable logic control)  

معنی : کنترل کننده قابل برنامه ریزی از نوع مدار منطقی

plenum  

معنی : پلنوم

plumbing  

معنی : لوله کشی

precipitator  

معنی : جداکننده ذرات موجود در هوا

precision  

معنی : دقت

preheat  

معنی : پیش گرم کردن

pressure drop  

معنی : افت فشار

primary  

معنی : اولیه

process  

معنی : فرایند

propeller  

معنی : پروانه-پره پمپ

psychrometric chart  

معنی : نمودار سایکرومتری

pump head  

معنی : ارتفاع پمپاژ

purge  

معنی : زدودن-تخلیه کردن

quiet  

معنی : بی صدا

R-134A  

معنی : تترا فلورواتان

R-22  

معنی : مونوکلرودی فلورومتان

R-407C  

معنی : مبرد مخلوطی از R-32 و R-125 وr134a

R-410A  

معنی : مبرد ترکیبی

rack system  

معنی : سیستم قفسه ای

radial fan  

معنی : فن شعاعی

radiation  

معنی : تابش تشعشع

radiator  

معنی : رادیاتور

range  

معنی : دامنه

rare  

معنی : رقیق-کمیاب

rated current  

معنی : جریان اسمی

rated load  

معنی : بار اسمی

ratio  

معنی : نسبت

recessed  

معنی : توکار

recioprocating compressor  

معنی : کمپرسور پیستونی

recirculated air  

معنی : هوای برگشتی

reclaim  

معنی : احیا کردن

reclaming  

معنی : بازیافت

rectangular duct  

معنی : کانال چهارگوش

reducer  

معنی : کاهنده

refrigerant  

معنی : مبرد

refrigerant liquid line  

معنی : خط مایع مبرد

refrigerating  

معنی : سرمایش

regulator  

معنی : سوپاپ-تنظیم کننده

relative pressure  

معنی : فشار نسبی

relay  

معنی : رله

relief valve  

معنی : شیر اطمینان(شیری که در صورت افزایش فشار یا حرارت به طور خودکار باز می شود)

reset  

معنی : راه اندازی مجدد

resin  

معنی : رزین-صمغ

return air intake  

معنی : ورودی هوای برگشت

reversing valve  

معنی : شیر معکوس کننده(شیر چهارراهه)

RH(relative humidity)  

معنی : رطوبت نسبی

riser  

معنی : لوله یا کانال عمودی

RLA(running load amps)  

معنی : جریان در حال کار

rooftop package  

معنی : پکیج پشت بامی

rotary compressor  

معنی : کمپرسور دوار

rotary screw compressor  

معنی : کمپرسور دوار پیچی

rust proof  

معنی : ضد زنگ

RVS(reversing valve solenoid)  

معنی : شیر برقی معکوس کننده

safety factor  

معنی : ضریب اطمینان

safety valve  

معنی : شیر اطمینان

sainitary  

معنی : بهداشتی

saturate  

معنی : اشباع نمودن

saturated air  

معنی : هوای اشباع(هوایی با رطوبت نسبی صد در صد)

saturated pressure  

معنی : فشار اشباع

saturated solution  

معنی : محلول اشباع

saturated state  

معنی : حالت اشباع

saturated vapor  

معنی : بخار اشباع

screw  

معنی : پیچ کردن

screw compressor  

معنی : کمپرسور پیچی

scroll compressor  

معنی : کمپرسورحلزونی

scrubber  

معنی : تمیز کننده-وسیله ای برای تصفیه گازهای خروجی از دودکش

sea water  

معنی : اب دریا

seal  

معنی : اب بندی

sediment  

معنی : ته نشین

semi hermetic compressor  

معنی : کمپرسور نیمه بسته

sensible heat  

معنی : گرمای محسوس(دمایی که دماسنج نشان می دهد)

sensible heat change  

معنی : افزایش یا کاهش گرمابدون تغییر مقدار رطوبت

sensible heat factor(SFH)  

معنی : نسبت گرمای محسوس به گرمای کل

separator oil  

معنی : جداکننده روغن(تفکیک روغن از مبرد)

sight glass  

معنی : شیشه رویت

silicagel  

معنی : سیلیکاژل(ماده جاذب رطوبت)

single effect  

معنی : منظور چیلر جذبی تک اثره می باشد

single phase  

معنی : تکفاز

single screw compressor  

معنی : کمپرسور پیچی با یک روتور پیچی اصلی و یک روتور ستاره ای

single stage gas burner  

معنی : مشعل گاز سوز تک مرحله ای

softener  

معنی : سختی گیر(دستگاهی برای جذب کلسیم و منیزیم)

solar collector  

معنی : کلکتور خورشیدی

solar energy  

معنی : انرژی خورشیدی

solenoid  

معنی : هسته اهنی سیم پیچی شده-بوبین

solenoid valve  

معنی : شیر مغناطیسی

solution  

معنی : محلول

solution pump  

معنی : پمپ محلول(انتقال محلول رقیق در چیلر جذبی از ابزوربر به ژنراتور)

splash  

معنی : ترشح-پاشش-تراوش

split  

معنی : دو تکه

split heat pump  

معنی : پمپ حرارتی دو تکه

spray nozzle  

معنی : افشانک

sprinkler  

معنی : اب پاش

stability  

معنی : پایداری

stage  

معنی : مرحله

standard  

معنی : استاندارد

standby  

معنی : رزرو

star connected  

معنی : اتصال ستاره

star-delta starting  

معنی : راه اندازی ستاره مثلث(به منظور کاهش جریان راه اندازی)

static pressure  

معنی : فشار استاتیک (نیرویی که برای مقابله با مقاومت ناشی از اصطکاک مولکول های سیال با جدار کانال یا لوله مصرف می شود)

stator  

معنی : استاتور

steady  

معنی : پایدار

steam absorption chiller  

معنی : چیلر جذبی با مصرف بخار

steam boiler  

معنی : دیگ بخار

step control  

معنی : کنترل مرحله ای(در مورد ظرفیت صفر تا صد کمپرسور)

strainer  

معنی : صافی

suction  

معنی : مکش

supply air  

معنی : هوای رفت

switch  

معنی : کلید

tap  

معنی : شیر

temperature  

معنی : دما

thermal relay  

معنی : رله حرارتی(جهت قطع و وصل مدار)

thermistor  

معنی : مقاومت گرمایی

thermocouple  

معنی : ترموکوپل

thermosyphon  

معنی : گردش طبیعی گاز یا مایع تحت تاثیر گرما یا اختلاف دما

three phase  

معنی : سه فاز(گردش سه کلاف سیم پیچ با اختلاف زاویه 120 درجه در یک میدان مغناطیسی موجب ایجاد ولتاژ و جریانی در هر کلاف می شود که نسبت به هم دارای اختلاف فاز یا پتانسیل می باشند)

time lay  

معنی : زمان تاخیر

ton  

معنی : تن تبرید معادل 12000 بی تی یو

total head of pump  

معنی : ارتفاع کل پمپ

transformer  

معنی : تبدیل کننده(ولتاژ)

trap  

معنی : تله-سیفون

turbulence  

معنی : اشفتگی

twin screw compressor  

معنی : کمپرسور دو پیچی

two stage  

معنی : دو مرحله ای

ultra  

معنی : مافوق

unconditioned space  

معنی : فضای تهویه نشده

unexposed  

معنی : توکار

us-gallon  

معنی : گالن امریکایی

vaccum  

معنی : خلا

vane  

معنی : پره

ventilate  

معنی : تهویه کردن-جابجا کردن

vertical  

معنی : عمودی

vessel  

معنی : محزن

volume  

معنی : حجم

VRF(variable refrigerant flow system)  

معنی : جریان متغیر مبرد(سیستم مولتی اسپلیت با قابلیت اتصال 16 پنل داخلی به یک یونیت خارجی)

waste  

معنی : تلف کردن

water softening  

معنی : سختی گیری اب

wet bulb temprature  

معنی : دمای مرطوب(دمای اشباع ادیاباتیک هوا)

white room  

معنی : اتاق تمیز

window air conditioner  

معنی : کولر گازی پنجره ای

X-ray  

معنی : اشعه ایکس

y-strainer  

معنی : صافی وای شکل

zent  

معنی : دستگاهی که در تابستان مشابه کولر ابی عمل کرده و در زمستان بوسیله کویل ابگرم گرمایش می دهد

zeolite  

معنی : نوعی رزین برای سختیگیری اب و جدا نمودن یون های منیزیم و کلسیم

zone  

معنی : منطقه

 

 

 

 



پیشنهاد مدیرساختمان

بیشترین جستجوها در مدیر ساختمان