بازسازی و جبران توسط مدیر ساختمان

تعداد پسند ها : 2
تاکنون 1467 نفر این پست را مشاهده کرده اند

تامین خدمات و بهبود زیرساخت


بازسازی و جبران توسط مدیر ساختمان

مدیریت مجازی ساختمان

بازسازی و جبران توسط مدیر ساختمان

مدیر ساختمان (درخواست خدمات ، مدیریت و بازگشت سرمایه)

بازسازی


مقوله بازسازی يک امر کاملاً تخصصی است که با خانه‌سازی و شهر‌سازی تفاوت بنيادی دارد. پرداختن به بحث بازسازی بايستی از تمامی جنبه‌های آن بصورت جامع علمی وکاربردی صورت گيرد بدين معنا که جنبه های فرهنگی اجتماعی اقتصادی و… بايد مورد توجه قرارگرفته شود تا باعث شکست پروژه بازسازی و نهايتا ًعدم رضايتمندی و پذيرش آن توسط مردم سانحه ديده نشود.در ارتباط با موضوع بازسازی اصول و نظريه های مختلفی وجود دارد. که ما در اين مقاله با استفاده از اصول بازسازي به تطابق اين اصول با پروژه هاي بازسازي هاي گذشته ايران بپردازيم


۱- مقدمه
بازسازي عبارتست از تامين كل خدمات و زيرساخت هاي تخريب شده، جايگزيني كالبدي بناهاي منهدم شده، احيا كردن و توانمند ساختن مجاري اقتصادي و در نهايت بهبود شرايط زيست جامعه مصيبت زده[۱]. پس از هر سانحه، دولت تلاش كرده است كه بلافاصله مناطق آسيب ديده را بازسازي نمايد. اما نبود استراتژي بلند مدت براي عمليات پس از سانحه و همچنين نبود اطلاعات كافي در مورد نياز هاي واقعي آسيب ديدگان در قبل و بعد از سانحه مشكلات عديده‌اي را بوجود آورده است.زمانبندي لازم در بخش هاي گوناگون، جهت مقاصد بازسازي با يكديگر متفاوتند. بطور مثال، براي بازسازي برخي زيرساخت هاي جامعه كه نياز گسترده اي به سرمايه گذاري و فناوري پيشرفته دارند، زمان زيادي بايد صرف شود تا بتوان به استانداردهاي قابل قبول دست يافت. از ويژگيهاي مرحله بازسازي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: پر هزينه بودن، زمان بر بودن، رخ نمودن واقعيتها، فروكش كردن احساسات، و افزايش سوداگري در اجتماع ( منفعت طلبي هاي فردي و گروهي).مروري بر تجربيات بازسازي درايران نشان ميدهد كه عمدتا چند نوع نگاه بربازسازي حاكم بوده است: تعادل، آرمانگرايي، واقع گرايي و توسعه اي از نظر كالبدي كه شامل تهيه طرح هادي روستايي و بازنگري طرح جامع شهري و توسعه اي در بازسازي اجتماعي ومشاركت مردمي مي‌باشد.در نگاه توسعه‌اي اجتماعي بازسازي به چند صورت به بحث مشاركت مردم نگريسته مي شود:

مداخله همه جانبه در بازسازي.
 درگير نمودن مردم در كارهاي بازسازي.
 مشاركت در بخشهايي از بازسازي
– حوزه هاي بازسازي به شرح ذيل مي باشند
. ۲-۱- طبيعت سانحه

وقوع هر سانحه تخريب متفاوتي به دنبال دارد. اما براساس شواهد و قراين موجود، معمولا ً بخش هاي آسيب پذير پيش از سانحه قابل شناسايي هستند. بطور مثال زمين لرزه‌ها اغلب خسارات وسيعي به زير ساختها و ابنيه وارد مي‌كنند و طوفانهاي شديد موجب تخريب بناها و مولد هاي انرژي از قبيل دكل هاي برق مي شوند. به همين دليل، برنامه ريزي هاي ساماندهي و بازسازي بايد منطبق برنوع سانحه و تخريب احتمالي ناشي از آن و اولويت هاي كمك رساني به آسيب ديدگان تدوين شوند.

۲-۲- مقياس سانحه
شناسايي مقياس و محل خرابي هاي ناشي از سانحه اهميت فوق العاده اي دارد، زيرا لازمه برنامه ريزي براي دوران ساماندهي و بازسازي است. ميزان و درصد آنچه كه از ميان رفته يا تخريب شده نسبت به آنچه باقي مانده است، برنحوه برنامه ريزي بازتواني تاثير گذار است. يك واقعه محلي كه محدوده معيني را تحت تاثير قرار ميدهد ( مانند زلزله اي در يك شهر) نسبت به توفاني مخرب و گسترده كه تمامي كشور را در بر مي گيرد، گونه هاي متفاوت بازسازي را در پي خواهد داشت.

۲-۳- مكان واقعه
مكان وقوع سانحه در تعيين و درك صحيح بخش هاي آسيب ديده و تدوين سياستهاي ساماندهي و بازسازي اهميت فراواني دارد. مكان هاي آسيب پذير در برابر يك سانحه در مناطق گوناگون مختلف اند. مثلاًدر مناطق روستايي به تسهيلات زير ساختي، اداري، تجاري و صنعتي توجه و تاكيد كمتري مي‌شود. ولي در مقابل امور كشاورزي و معيشتي بيش از شهر مورد توجه قراردارد.روستائيان عموماً قادرند با مصالح محلي سرپناهاي موقتي براي خود احداث كنند، ولي ترميم زيرساختها نيازمند سرمايه گذاري، تجهيز ماشين آلات و فراهم بودن

تخصص‌هاي ويژه‌اي است كه بندرت در جوامع روستايي يافت مي شوند. مسئله مهم مربوط به مكان سانحه، محدود شدن توجه مقامات به يك نقطه خاص است، كه باعث مي شود معضلات ساير مناطق ناديده گرفته شوند. اين امر بستگي به عوامل گوناگوني دارد. گاهي اوقات رسانه هاي گروهي اخبار را از ديدگاه خاصي منتشر مي كنند. بطور مثال مشكلات چندين روستاي كوچك مي تواند تحت الشعاع وقايع يك شهر بزرگ قرارگيرد يا با تمركز بر اخبار در يك مركز خاص موجب كم توجهي به محدوده مركز آسيب ديده مي شود.

۲-۴- بخش هاي آسيب پذيردوران بازسازي اغلب به تعمير و دوباره سازي خرابي هاي كالبدي اختصاص دارد. مسئولان دولتي و خيرين غالباً به تامين سرپناه، مراكز درماني، مدرسه و نوسازي زيرساختها تمايل دارند. زيان هاي نامرئي شامل اثرات رواني و اجتماعي سانحه، مشكلات اقتصادي و مسائل فرهنگي جوامع در حين بازسازي بسيار كم مورد توجه قرار مي گيرند معمولاًگروههايي كه دربرابرسانحه آسيب‌پذيرندو به‌ساماندهي و بازسازي نياز دارند، با توجه به نوع سانحه و عوامل در معرض خطر عبارتنداز: بناها، زيرساختها، دارايي اقتصادي، بخش اداري و سياسي، بخش روان شناختي، بخش فرهنگي، بخش اجتماعي، بخش زيست محيطي.

۲-۵- تلفات و ضايعات
هدف از ساماندهي جبران زيان هاي مادي و معنوي است كه نهايتاً به بازسازي آنان مي انجامد و بايد در صورت امكان به استانداردي بالاتر از وضعيت سابق برسند. ۲-۶- نيازهاارزيابي نيازهاي ناشي از زيان ها و تلفات احتمالي آينده به برنامه ريزي بهتر فعاليتهاي بازسازي كمك مي كند. از جمله مواردي كه براي اتخاذ روش هاي مقتضي در دوران بازسازي بايستي مورد توجه قرار گيرد مي توان به، تبيين نياز وضعيت، متعادل نمودن نيازهاي رواني، اجتماعي، اقتصادي با نگرش كالبدي، شناخت اين حقيقت كه جوامع يكدست و همگون نيستند، در نظر گرفتن نيازهايي كه كمتر محسوس اند، تشخيص و تمييز ميان نيازها و خواست ها، شناسايي نيازهاي غفلت شده درهرمرحله از تصميم گيري، اطمينان يافتن از اينكه همه بخش ها و مناطق آسيب ديده ارزيابي مي شوند، شناسايي نيازهاي اساسي كه به ساير بخش هاي باز تواني وابسته هستند، اشاره نمود.

۲-۷- منابع موجود
برقراري تعادل ميان پاسخ دهي به نيازها از يك سو و منابع موجود از سوي ديگر از موارد حساس در همه مراحل فعاليتهاي پس از سانحه است. بر اساس تجربه هاي قبلي بازسازي، منابع زير غالباً مورد نيازند:

سرمايه و تبيين راهكارهاي مقتضي براي هدايت آن به سوي بازماندگان و بخش هاي مربوط
 مصالح ساختماني براي احداث سرپناه هاي موقت و دائمي، زيرساختها، تاسيسات بهداشتي و غيره
 تجهيزات وابزار جهت پاكسازي معابر، تعميرات، حمل و نقل كالاها، بازتواني تاسيسات بهداشتي، كشاورزي و غيره
 نياز فوق العاده به انرژي و نيرو براي حمل و نقل، ارتباطات و توليدات درصنعتي هنگام شرايط بحراني

۳- موضوعات مهم مطرح در بازسازي
يك برنامه جامع بازسازي به نيازهاي كالبدي و روحي جوامع پاسخ مي دهد، در غير اينصورت، نتايج منفي به بارخواهد آمد، زيرا اولاً احتمال هدر رفتن سرمايه گذاري در بازسازي مسكن، بدون توجه به نيازهاي مردم از نظر بازتواني كالبدي و اجتماعي- رواني و خود كفايي اقتصادي وجود دارد و ثانياً شناخت روابط علت و معلولي ميان بازتواني كالبدي و اجتماعي- رواني امري مهم مي‌باشد. بايد توجه داشت كه اگر در فرآيند باز سازي، آسيب ديدگان در احداث خانه هايشان فعال شوند، تاثير بسزايي در بهبود سريع بازسازي كالبدي مردم خواهد داشت. از جمله نگرشهاي حاكم در بازسازي مي توان به نگرش ارتباطي، اقتصادي، اجتماعي، مديريتي، روانشناختي، حقوقي، بهداشتي، بيمه اي، جغرافيايي، و علوم زمين، برنامه ريزي

شهري و منطقه اي، معماري و ساختماني اشاره نمود كه عدم توجه به آنها مي تواند منجر به عدم پذيرش بازسازي از سوي مردم سانحه ديده شود.در بحث بازسازي نظرات مختلفي وجود دارد:

ساختن و بنا كردن مجتمع زيستي عيناً مانند قبل از سانحه، اين بحث بيشتر در مورد ميراث فرهنگي صادق است.
 مقاوم سازي و تحكيم مجتمع زيستي درست مثل قبل ازسانحه
 بايد از فرصت بازسازي جهت ايجادبناها و مجتمع هاي زيستي کاملاً نو استفاده نمود. باورهاي عمومي و نادرست در طول فرآيند بازسازي.
 تداوم حمايت هاي سياسي در دوران بازسازي

تداوم خمايتهاي مالي در طول عمليات
 هماهنگي مستمر ميان ادراك، انتظارات و توانايي گروه هاي درگير در مراحل بازسازي
 انجام بازسازي در بخش ها و سطوح مناسب

تقدم بازتواني هاي اقتصادي و اجتماعي بر بازسازي كالبدي
 امكان انجام بازسازي بدون ناديده گرفتن كيفيت و ضوابط ايمن سازي
 پذيرش كدها و كنترل هاي دولتي از جانب بازماندگان سانحه
 بازسازي كارآمد: فرآيند برنامه ريزي در شرايط قبل از سانحه تا ساخت وساز نهايي
۴- دستورالعمل هاي اصولي

برنامه ريزي و مديريت دوران ساماندهي و بازسازي، فرآيندهاي بسيار پيچيده اي هستند كه مرحله جمع آوري اطلاعات اوليه تا ارزيابي نيازها، برنامه ريزي و اجرا و قضاوت عمليات اجرايي را در بر مي‌گيرند و شامل اشخاص، گروه ها، دولت ونهادهاي بين المللي هستند. موارد زير دستور العمل هاي مربوط به شناخت و ابزارهاي مهم مورد نياز مديريت و بازتواني را شامل مي شوند.

برنامه ريزي نيازهاي بازتواني جامع کاملاً به يكديگرپيوسته اند.
تناقض ميان ديدگاههاي بازسازي، به مثابه فرآيندي كه خواستارتغييرات بنيادي است و فرآيندي كه به ترميم خسارات مي پردازد، مي بايست تعديل شود.
 بازسازي نبايد به خاطر اصلاحات سياسي، اداري يا اقتصادي به تاخيربيفتد.
 بازتواني اقتصادي پيش نياز بازتواني كالبدي سريع است.
 بازسازي در جهت كاهش اثرسوانح فرصت هاي استثنايي فراهم مي كند.

جابجايي كامل جوامع معمولاً مفيد نبوده و به ندرت حاوي نتايج مثبتي است.
عمليات بازتواني، فرآيندي درماني براي آسيب ديدگان و احياي زندگي و معيشت آنان است.
در دسترس بودن منابع و اعتبارات مالي هنگام عمليات، متضمن بازتواني مؤثراست.
حل مالكيت زمين باعث موفقيت بازسازي مي شود.
 براي بازسازي، حداكثر استفاده ازمنابع داخلي توصيه مي شود.

 



پیشنهاد مدیرساختمان

بیشترین جستجوها در مدیر ساختمان